السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

196

تفسير الميزان ( فارسي )

و تو را به واقعه بدر و پيروزى در آن واقعه و شكستن دشمن نويد داديم و آن نويد را در جمله « سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ » و جمله « قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ » و جملاتى ديگر محقق ساخته و آن گاه بر حسب عادتى كه در خبر دادن دارد فرموده است خداوند به مردم احاطه دارد . و در بحبوحه اى كه دو دشمن به جان هم افتاده بودند و رسول خدا ( ص ) با ابى بكر در عريش قرار داشت و دعا مىكرد كه : « اللهم انى اسئلك عهدك و وعدك - خدايا از همان عهد و وعده اى كه دادى درخواست مىكنم » ، آن گاه از عريش بيرون آمد در حالى كه زرهى به تن داشت ، مردم را عليه دشمن تحريك نموده و مىفرمود : « سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ » به زودى جمعشان پراكنده گشته و پا به فرار مىگذارند . و شايد خداى تعالى در عالم رؤيا قتلگاه ايشان را هم به آن جناب نشان داده باشد ، چون وقتى به چاه بدر رسيد اشاره به زمين كرد و فرمود : مثل اينكه قتلگاه دشمن را مىبينم ، آن گاه فرمود : اينجا قتلگاه فلانى و اينجا از آن فلانى است ، همين گفته ها به عنوان وحيى كه به رسول خدا ( ص ) شده به گوش قريش رسيد و فهميدند كه در خواب قتلگاه چه كسانى به وى نمودار شده در مقابل مسخره اش كردند و قاه قاه خنديدند ، و در استهزاء آن جناب شتابزدگى هم داشتند . و وقتى شنيدند كه مىخواند : « إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الأَثِيمِ » آن را نيز به باد مسخره گرفته و گفتند : محمد از يك طرف مىگويد جهنم سنگ را هم مىسوزاند از طرفى ديگر مىگويد از ميان آن درخت سبز مىشود ! زمخشرى در معناى آيه چنين ادامه مىدهد كه اين آيات به منظور تخويف و ترساندن بندگان نازل شده و مشركين در روز بدر به عذاب دنيا كه عبارت از كشته شدن باشد مبتلا شدند ، اين بود تفسيرى كه زمخشرى براى آيه كرده « 1 » ، آن گاه وقتى به مساله رؤيا مىرسد گفته هاى قبلى خود را فراموش نموده و آن را با مساله معراج تطبيق مىكند . از اينجا معلوم مىشود كه وى تفسير رؤيا را به معراج نپسنديده و خواسته است بگويد كه در روايت چنين آمده ، آن گاه از آن صرفنظر كرده و خودش به رؤياى واقعه بدر قبل از وقوع آن تفسير نموده . زمخشرى هر چند به اين وسيله از تفسير رؤيا به معراج فرار كرده ، و ليكن در محذور

--> ( 1 ) كشاف ، ج 2 ، ص 675 .